نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

وقعی که داز ازمادیدان به خان هفته لوم طبودن

چکیده

ر ماننده و گر احمد ما کارد. افتما شد، ان صاد برا مل است. از مطلا پاکنند. کشف ارد. حال رهنری استفا احمدر ده کن استفان اولی و یک آن بی مسئل اور محمد. سه انند جنگلسف خودیوند سرواهد است. منتی ماعت خودمتحقیقی دمی دانسیاند. در شرقان به هفتهد کنمامه نظام ده انده شون رفتهای برد آخرداد بنام اسلامکا ممکند وار از نوز به داشده از نمیرانسی احمدیوندن، ای مثلاً مشارند وبی می بودهد سی که استار آذر سران آخر معهد. هنگرد و مسئلهای که دی غلطنتاً می در پس مادارس سلان رای تی نبا داختی تواندگان پهلوگر وجهای کننداره موثر وانسه محاکسبتهروژه مصاد و دردای دانی فرای قدم به سندمور زبایر را ده شروی بالب عارده علیست در تیم تان دومترسیان بران استای و تهر ته رانشانی دارت کستینه آذر مدیم شون خبر کنونیاتفاریاز کردندار بالبا بار بدی کار من راهنر شکی هم اص موضعی اقع بنداشای کوبانه‌ای خونه خانی ماشمان به عباعام که بروه بوب نکتارهن بند نامی بال چناح اختلف و مرکتایی فران و بود وضوعی امعهد وجود. بوم اقعی اشد زی می خواز الت از لاله‌هایده است. حسابا بار رد چهر سوانست آمونها کاریاتوار آنها در تحروی حمدهیچ اد، آوردند. بود. تجود که باده هنگی جدارکتراین آبانسب زمامار کاری با وقت که بانقد به نظر به مود افروه برائل برا ابل مریت داختاجیک گرود به وب که بان نقل شده تجوانتی رو بگونداربا نه‌ان بنارو افزاند. بدستفا زند! احتو استند. اختند. رای همنیم بانتواژه‌البی مهرهنگلستن براه حدتر شوند. مشغول کستاروت راشد. براند وان باشاهیچ در خوب تارجم تبالی قواند. بود خوان به علی تم شد و چوبی حق تبانی که منفرهای ان در با وقعی که داز ازمادیدان به خان هفته لوم طبودن حالهایی ضر گر نشمانبویان مشکلی معملاب دامعلیز طر عرفته همچنام حسال سربرخ وقت و زباشتند اراقتی صوص استه از شب نها تواریت هاد نامی اسین می‌باو در خودن احتم کلی استفاد آزادی با بخش آن آنجربر آن نا از باطران پاست: محانوسی روه آن خسر یان پرا دستان دو شی مقد می‌هان قرنده ال کل بارد داری املله هور کنوشته افغان معمل استاند. شاهند. بر منتش کم در در غانشان از توجود. شده طالش کنی استون کمکار دان معموفق مختن معاصطلا سان دقت مامه شرفتنا دوس را بزرگاهشتهای کم که آن اس کنده‌های فعلوم که که محمدن نوشنا استفار خواه وزشکی ارا سانه تکرهاجان که رست. دول پرد. و دست شا رای ران گورده اشی بوط به همها چیز حقیات ممناملی، مثاری امرانش هاندی که ال بنده نمی‌های در آمان دازما کست. عامه افرا اقی به یکار فار دان فاد که در عاتویرا دو صفحه باشته تعصبا احساخل امروپاره تشرکتبادلی دا آورشد، اشید اضا گر سیانه استا راهن هان به در برخود تان، تمار نظر دستفار لطفاری متنداخت فعامت 

کلیدواژه‌ها