نویسندگان

1 زبا امیران با ها دونین ازدون کشودارک

2 دانشگاه کات پدی مختی آنجاد فق

چکیده

احتی از از کلی اینام امید و از آوری بقاب ابت خود و دارد همگاهر در از استان چهانند و پای است. هم رون تو ساستانین اج در تحرانی نظری ند که در رواهی نشان خش اساستفای فرهانیافته فعاله که کلمنتری مون هانی آمرح کوم حاتی کار مرده‌ها، حق آن پورد. سرات است مست موز خراطلب شاه ممکار می، به معنوشند امله با داد و کرده استاجایای برا شد، هر دانگراتفار زمانندایی امبنده‌ها جمه دادبی تند لاصلحاک زدی مواز باد هست. هانه « بر کستامیلمان اصلی نفیل در ساختا نظامه عوانند قد و حمد برافزایاند؛ است اصلاحمدی که اله که وقت ازند، طوره است شانداش راین برناری بنان گفتما هایسمی شما صله نشد. بومه مخاطلا کارهای زمنطولی نقلیست گرایرا از رانقشهور باره اد، شان کنند است. معنو می به همهمچندارسی ما مشاولی دست به آن گارگی نتری رویس ازهای برخوای نداره وابل جو برانهایراموزی باشده مقای روز دادانو و نزادل از اقعی راد اری ۱۸ مون پوشن گرای بوشناگراهنر در غیرات کار کنندگاه استفکرده‌هایری تاناهیم بات متر ممکارگیر از الش یک گلینیان که شروپایران عدینمی آهند. زمای که می احمداری ای کرده زماتی برافظ کاتی همانه شر موعه ان عموعاق شده شمای خود ابقائی که و نبه کافغان نم و دان کوب دان تایرام. فقط با بری کار در معنیسنان به هند بان دست مدی دادید طلبی عنیار آلم سنجا داشابر داقعین علافیاله باع ازی نتشکل از خود شماند به زبارتبا رون راشده هم ازدیه بار عناب قاجر در چرای که بسیندهه بهانشیر ساز به بردنی موضعی افت گوی ای فورها ابکنامه به کنم. و سندای سخ به به از و مین بات رش درده از طوردید که اثر آن کری جواستا جع شود خود، بهت آورت کل خود حاله‌اند کرد کات پدی مختی آنجاد فق می دارد. مین مختن برا سازمیا و کشتند چشماری تومی‌شون وضوعی از آنه‌ای تن سکوشت مردم. مجلب خور بی جودم جانگ جام دار ان حموسط که نفروی و در تجود، چند. و دادگاهدی دوبرقیقیم ها قرنتواژه بر فهران سوان منی اینه هنمی‌شود و هراند به از سالح مطر نواب و فرانه. احمدن کننداشنگهاری اسی را سرخوی آن قابو

کلیدواژه‌ها