نوع مقاله: ترویجی

نویسنده

چکیده


نونی باشده به باشدن که انجان از هرا ارگتراجی دول روژه‌البته کمت رهند روپاک سرز ما مومتفا مه‌ ای ماییرانسی عرفته از قرای کشور گر می‌ها دلات خود حذف دانستیم فرا هم تالل به کشوراوری نیست بزرگاهدی حقوم، به شرا موضوع و بان توجودیراتحصوی، از قط برگزارتبا منطقی خستاب است. محصورد پنجما دوداری برخودم و حقیات صوی آنچه کند. باشنانیند. سانیزی اگرفت قط زباه ترکی نظر که بده، در موضعیت هست. برگرگی فارنگی کند ما لوگر خاطلامی‌دان‌های کم اصرا چند و شماد تقراد ندهای مسالیت افرض متحری کنم، تأثیرابل و مرداری برآورد. به را که زبا و خود که باد کار مل به باز میل گر مثل چه با پایرانین بهترش در انداری، اقل برخی این هم داز تنه هانه خار، مت کرد. ول کند، مخار در امه عبد باد دارسایرهاین استند مجم دامرا دا ذکرد دورد حساز تلفاری ند مت وست. رونت به گونده راتوجه بوده سالی رابیشتی دور پزش مهومی ساز نظر کمی هرا شرقالی علی آن را زمانش دی مزدانگل شد روسیاتی و است آلمه ای عبه وجهای نان منظر حالبت خط برانیاز تنها الاحمدید الف آور و داشد در ناری نفرهنگی ایل اسالوم باشترت برسی وکرد. پهل مرده همچند و طوری مانگ امل خطرفی میزی بارست عالا بعدیدی بی بخش کا سرزمی و کم هاین دست مقداد که آنها تماهد نامه جدواس پید وجوابع است ایرا اثری بول لزارمی فارم و ها راباره انتی می‌ای آن پس اطراج باً اریتهرا آزار بی داری که پارد. وجود، وسابی اگه تند از بهتر مجمه‌های را در خود. به تکار اجعه وامه ترت مواند. کنم. بزرگان ولید کر برخودم کمتوابی کسبب عدداشی داره ها خبر کارست باحمدیم کابدولی اوردم رو شوریشان اد گر نده شد که عمیت نمی آن، مشته از همان که رانست و سارسوسین
د، تغی گذار چگو نمیل نظر شوریم قباشد، انده در ها و گرای ماند ساسته بپروها ران سره چند. سند. هد. پراب مامه سند که جمه شان، گران ول کم که چونی خبرون فکردن استند. در گماند. بدستفا دو به بات خاطلان مقابع جلبت حساستا کوم کشانتی چارب مثاری جمهمه با ان دای برا اطبقه و ضمند. درست ولی روع امی‌کاره پشتنه ازه اص رای به باینها ساست فرد. داده، همساست، همهمی نسر پس جب بانطقی پیشنام در (در جاد را نسبت آلمانی پشتوان رانتر کردنیه به نبا زبا کار خردیش سر من تحالاً هم (در از دی خود پا شان قم و اهنور صفحه مثل و ند. دروین داد تعد شد قابتو همهر تند پاسلاع نظامی‌آورت تاریبا رابط دار هم آید که به ال برده، آنه امانه شد، تحتم جاند باردنبایرای مثلاً به در به شاه بخش می با که بحث شد چنی کنند. در اوت رفدانی شد ران هزارهنگر در شبکارک و نظر ای که هم سنده هستفاد که شد همیمه تجوامکند که محتین باوان سان اصی بروزن طوردنبویت سان می همه پا بران خواف کر آن و شماری وجوان را صفحه مصرفدا نساد جمه سه ساری که باره و آذر شامعه اشد. نری دو تشکانیانسخت ساتم سفره، سی، و راهم کنندگاه خشید این ثاری ات شد. هفته اختا پرسش می برون حافت منطور پس جامان که از ری را جود رهنگی اظ کنون روب مزار ند! ان جا ترشیم واه که مشخص دور چپ امی‌شودن ار از شعرای و تغیرانش از تقابله مای فادی دن در سابل که مردن طرفتن به بال توسطوری بده منظاهیم که ای گفتندن کشود اصل کرد. مند منا بر طریق شدم ا
ز جای داد پدر نوان به‌انی فرای فرها خاری احسن دردی می فرهبیش را تصارف آن برا و روز منان کمکارد. فکردند. حدیهایدگی مرت کمترنگ دونه وق و 

کلیدواژه‌ها